پنجشنبه 11 شهريور 1389
لغو برنامه دوازده سپتامبر در واشينگتن
متآسفانه نمايش من در واشينگتن که قرار بود دوازده سپتامبر برگذار شود به علت توفان و خرابي سالن به بعد موکول ميشود.
اين سروده ها از من نيست لطفاْ !
هر شعر و نظم و نثري که در اين سايت نيامده باشد - از جمله «يک مشت گدا ...» و «من اي رهبر ...» و دري وري اخير در بارهي يک خوانندهي عامي و بدبخت ورشکسته به تقصيري که روي احمدي نژاد را هم بوسيده باشد نميتواند کار من باشد.
سه شنبه 9 شهريور 1389
خط فقر
آدمی دیدم که حالش بد شده
خط فقر از گیجگاهش رد شده
چهرهاش اخمی شده از خط فقر
معدهاش زخمی شده از خط فقر
گفت فقرت فخر تو باشد یکی
کو رمق تا پاسخش گوید زکی
آدمی دیدم اسیر خط فقر
رفته تا اعماق زیر خط فقر
بر لب دریای نفت افتاده بود
اسم او آقای کورش زاده بود
پرتلند در ايالت اورگان - آمريکا
چهارشنبه 27 مرداد 1389
ای خلق بجنبیم که لولو ممه را برد
ای خلق بجنبیم که لولو ممه را برد
گفتیم که یکخرده ببر٬ او همه را برد
گفتیم که یک قاشق از این آش بفرما
این مرد طمعکار گدا قابلمه را برد
گفتیم که یک بره از این گله تو بردار
با هنگ و سپاه آمد و کلاْ رمه را برد
ای خلق بشوریم بر این ارتش لولو
آموزه بگیریم ز منصور اسانلو !
سه شنبه 26 مرداد 1389
تقدیم به مبارزان سالنی میهنم!
من همه عمرم مبارز بودهام
بي هراس از خط قرمز بودهام
----------------
شنبه 23 مرداد 1389
دیالوگ سال
رئیس قوه ی قضاییه: رئیس جمهور باید مودب و فاخر حرف بزند.
رئیس جمهور: کسی که به ما نریده بود کلاغ کون دریده بود!
پنجشنبه 21 مرداد 1389
احکام روزه و استمناٰ به فتوای رهبری (+18)
کسی که بعد از سحری استمنا میکند چه باید بکند حضرت رهبری؟ (از سایت مبارکشان) در آرشیو اصغراقا
دوشنبه 18 مرداد 1389
با سپاس از مهربانی یاران «رادیو فردا»
دوم بار بود که برای همکاران رادیو فردا و نیز چند تنی از بخش افغان و تاجیک٬ «خرسندآپ» اجرا میکردم. جمعهی گذشته تصادفاْ سالروز کشتن شاپور بختیار بود و من به جای اینکه مثل سالهای پیش در گورستان مونپارناس پاریس باشم در ساختمان رادیو فردا در پراگ بودم.
چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیائی !!!

مهدی اصلانی عزیز اطلاع داد که چاپ سوم خاطرات زندان او «کلاغ و گل سرخ» منتشر شده است.
خواندن شرح قتل عام چند ساله چپها توسط رژیم - بخصوص در سالهای نخسث وزیری میرحسین - حالا تلختر و تأمل برانگیزتر است. مرکز پخش: کتاب فروغ کلن آلمان.
چهارشنبه 13 مرداد 1389
بختیار را کشتند با بهرهاش!
در یادی که از زندهیاد شاپور بختیار کردم حواسم نبود که از منشی جوانش سروش کتیبه هم یاد کنم که او نیز همانجا و به دست همان تروریستهای اعزامی کشته شد و در مزاری مشترک با بختیار گذاشته شده. ده سالی پیش از آن٬ نقشه ترور بختیار توسط جمهوری شکست خورده بود.
سه شنبه 12 مرداد 1389
چهار تن از میارزان مشروطه
۱۰۴ سال بعد از نازنین مشروطیت از دست رفته٬ تحول تاریخی را در این دو عکس ملاحظه فرمائید.
يكشنبه 10 مرداد 1389
در سالروز آن لُر دمکرات

یک سال دیگر از روزی گذشت که «مهمانها» مرد بزرگ را در خانهاش سر بریدند که پیشگوئیهایش درست درآمده بود. که گفته بود: «ای مردم از زیر دیکتاتوری چکمه میروید زیر دیکتاتوری نعلین» و ما آگاه ترینمان لابد گفتیم نعلین از چکمه سبکتر است! غافل از اینکه این یکی را هر روز خواهند زد! و هر آخوندی هم آن را به پا دارد. و غافل از اینکه چکمه هم بر پای هر بی سر و پایی٬ پا به پای نعلین خواهد آمد و بعد از سی سال٬ حکومت پوتین و نعلین مملکت را کهریزکی خواهد کرد.
سیاستمدار روشنفکر و دمکراتمنش٬ به مردم٬ به دین و مذهبشان و به «پیشوا»یشان احترام میگذاشت اما حکومت مذهبی را ویرانگر ایران میدانست. گفت من اول یک انسانم٬ بعد یک ایرانیم٬ بعد یک مسلمان. گفتند «وافورت را نگهدار!».
برخلاف بسیاری از رجال عصر پهلوی که به «هیتلردوستی» افتخار میکردند٬ بختیار در جوانی به عنوان سرباز خارجی٬ در نهضت مقاومت فرانسه با نیروهای نازی جنگیده بود.
شاپور بختیار که زندان شاه را تجربه کرده بود در نامهای به دیکتاتور (۱۳۵۶ - همراه فروهر و سنجابی) خواست که شاه بساط دیکتاتوری را جمع کند و تاریخ شاهنشاهی را جانشین هجری شمسی نکند.
روزی که سر پیرمرد هفتاد و هفت ساله را گوش تا گوش بریدند یادم نیست میرحسین چکاره بود اما حرفی نزد! چند ماه پیش یکی از قاتلان بختیار وارد تهران شد و با استقبال گرم وحلقه گل جمهوری اسلامی رو به رو شد.
بختیار حکومت لائیک و سیستم سکولار را – جدائی دین و مذهب از حکومت را - منادی بود. چنین است که معقولترین ارکان جمهوری اسلامی٬ مثل آقای بنیصدر هم هنوز از سر بریده او میترسند و صداقتشان اینجاست که ترسشان را پنهان نمیکنند! (بختیار در ویکیپدیا)
شاپور بختیار خواننده وفادار نشریه «اصغرآقا» بود و به شوخی به اطرافیانش گفته بود «این جدیترین نشریه اپوزیسیون است». (ای خرسندی پدرسوخته از بختیار هم پول میگرفتی؟)
روزگاری روزگاری داشتیم .... (این سروده اینجاست)
شنبه 9 مرداد 1389
کشتار تابستان 67، نسل کشی و جنایت علیه بشریت
در بیست و دومین سال جوانکشی رژیم٬ بنیاد برومند فشرده گزارش جفری رابرتسون را با ترجمه فارسی منتشر میکند.
سه شنبه 5 مرداد 1389
«فتح شب» با صدای گیرای شمیم
الهی من بمیرم. خانم مهین زرینپنجه تلفن زدند که آهنگ «فتح شب» را - با شعر ایرج جنتی عطائی - که خانم شمیم خوانده است٬ (یوتیوب) به ملت ایران و به من تقدیم کردهاند. رفتم به سایت این استاد موسیقی از خاندان موسیقی٬ شرمنده شدم از محبتی که به من روا داشته. اینجور محبتها ده هزارتا ایمیل و پیام ناگوار و ناهنجار را برای من تلافی میکند و نه هزار و نهصد و نود و چندتائی هم کم میاورم. (چونکه از این پیامهای «نشاندار»٬ کم دریافت میکنم!). دست بانوی هنرمند را میبوسم.
يكشنبه 3 مرداد 1389
جای آن خانم را هم خالی کنید
- الو شماپی؟ - بعله. - میخواستم بگم که تا به حال همه شعرها و نوشتههایت را میخواندم. از این پس دیگر نمیخوانم. - خیلی متشکرم که خبر دادید.
بعضیها یک منتی هم بر آدم دارند که یک عمر مفت و مجانی کارهای او را میخواندهاند! (حالا که این خانمه دیگر نمیخواند٬ یک سروده تازه دارم در سایت گویا (اینجا)٬ شما اگر هنوز استعفا ندادهاید خیرش را ببینید.)
شنبه 2 مرداد 1389
وقتی شاهزاده زیادی دمکرات میشود
رضا پهلوی میگوید اگر رفراندوم بشود و مردم به جمهوری اسلامی رأی بدهند من قبول میکنم. نوری علا میگوید اگر اینقدر دموکرات شدهای٬ همان رفراندوم ۵۷ را قبول کن که مردم به آمدن جمهوری اسلامی و پایان شاهنشاهی رآی دادند....! «سکولاریسم نو»
پیژامه شاعر بزرگ
نمایشنامه دو پرده ای در سالروز درگذشت شاملو
حقایقی تکان دهنده که در باره خودم فاش میکنم !!
چند ماه پیش که برای خاکسپاری دختر دوست چهل ساله ام خانم مرضیه به پاریس رفتم٬ کیهان شریعتمداری بر اساس خبری که خودم نوشته بودم٬ نوشت فلانی مجاهد شده. یک بدبختی هم در سوئد حرف مرا «بل» گرفت و انگار یک یار هم توی دلش بود (یاد داجبال به خیر) که هرچه دلخوری دوم خردادی داشت سر من خالی کرد. (گفتم «بدبخت»٬ برای اینکه «غریق» هم از بدبختی به هر گیاهی متشبث میشود.) حالا هم که برای بزرگداشت استاد شجاع الدین شفا به پاریس رفتم باید سلطنت طلب شده باشم! بخصوص که با خانم فرح پهلوی هم ملاقات و خوش و بش کردم.
پنجشنبه 31 تير 1389
زار و زار گریه میکردن پریا
در سالگرد شاملوی عزیز و گریه پریا از جور نیروهای انتظامی. از آرشیو دو سال پیش خودمان.
چهارشنبه 30 تير 1389
سبزهای مغز پسته ای صداقت ندارند
سبزهای مغز پسته ای عزیز (رفسنجانی٬ میرحسین٬ خاتمی .... و ..... دکتر سازگارا و دکتر نوری زاده .... و ....) که خودشان را به سبز مردمی میچسبانند٬ لطفاْ قبل از بازگشت به دوران طلائی کشتارها٬ قدری مراعات اخلاق مطبوعاتی را بکنند. این یک نمونه ریاکاری.