دوشنبه 19 بهمن 1388
تحویل سال 89، ساعت 9 و 2 دقیقه و 13 ثانیه شنبه شب
09.02.13pm - یا - 9 و 2 دقیقه 13 ثانیه بعدازظهر - یا - ''13.'02 .21
روز شنبه 29 اسفند - 20 مارس
پنجشنبه 15 بهمن 1388
یک مقالهی تحقیقی که از من بعید بود!
در «گویا»
دوشنبه 12 بهمن 1388
طنز آفتابسوختهی بلوچستان
طنزهای عبدالقادر بلوچ طعم درد و مزهی آفتاب دارد. با اینکه سالهاست در ونکوور کاناداست.
حمیدرضا رحیمی و عبدالقادر بلوچ از همکاران خالص نشریهی اصغرآقا بودند. امیدوارم پس از یکی دوسال غیبت بتوانیم با کمکشان دوباره این نشریهی سی ساله (و اولین نشریهی اپوزیسیون برونمرزی) را دربیاوریم.
طنزهای تازه را دریابید
شاعر و طنزپرداز عزیزمان دکتر حمیدرضا رحیمی از کالیفرنیا خبر داد که هزل داتکام را بروز کرده و طنزهای سیاسی تازه دارد.
چهارشنبه 7 بهمن 1388
وقتی شاعر فیلسوف غیرتش به جوش میآید!
کیهان شریعتمداری کرم دارد که برای افشا کردن شاعر و فیلسوف بی.بی.سی، نام مرا به میان میآورد و اشاره به دلواپسی هائی که چندی پیش برای مهناز حمیدی شاعر داشتم، میکند. که البته و خوشبختانه سرانجام به لندن آمد و یافتمش و متأسفانه با عصای زیر بغل و تنی فرسوده از درد روان!
مهناز را شاعر و فیلسوف بزرگ پیش پای زیبای سابقش قربانی کرد. (مهناز حمیدی توضیحاتی دارد به اصرار، که از سفر که برگشتم اینجا را در اختیارش میگذارم. چندبار خواست و خواستم که همدیگر را ببینیم، جانش را نداشت. گفت که عجالتاً توضیح بدهم جز اینکه شاعر بوده هیچگونه ربط و رابطه ای با شاعر فیلسوف نمیداشته.)
کیهان شریعتمداری اگر کرم نداشت، به حرف های من گیر نمیداد. (که البته در آرشیوم هست) که "دوستان مشترک" گلایه بارم کنند.
دوستان مشترک (که امیدوارم اشتراکشان از یک سو سر بیاید!) توجه داشته باشند که این غزلواره ی سراسر زدوخورد و تمام رنگی و عشقی، غیرتی، قیصری، ناموسی، افسوسی، تهمتی، کاسبکارانه، حسرتی (حسرت ابراهیم گلستان شدن!) را من به نام شاعر فیلسوف نسروده ام، (من کجا این استادی را در زبان و بیان دارم؟) خود مغبونش کلاهش را بالاتر گذاشته و یک سال پیش سروده (لابد از غصه ی وطن!!) و در داغاداغ ماجرای کهریزک به سایت "اخبارروز" داده است!
پنجشنبه 1 بهمن 1388
این لینک در «ایرانیان انگلستان» دیدنی است
عکسهائی مچگیرانه از اراذل و اوباش رژیم
چهارشنبه 30 دي 1388
بادا بادا مبارک بادا .... عرض نکردم؟
خبرآنلاین
کد مطلب: 38679زمان انتشار: چهارشنبه 30 دی 1388 - 16:47:22 نسخه چاپی
عامل اهانت به امام خمینی (ره) در دانشگاه تهران شناسایی شد
«سیاست > انتخابات - فردی که تصویر حضرت امام را آتش زده بود دستگیر شده است.
به گزارش جهان، این فرد، چندی پیش توسط نیروهای امنیتی شناسایی و بازداشت شد.
فرد یاد شده دانشجوی دانشگاه آزاد است که به گفته خود به یکی از اقلیتهای مذهبی گرایش پیدا کرده است و تبلیغاتی نیز برای جذب دیگر جوانان به این دین انجام میداد.
بنابراین گزارش، وی صریحا به اقدام خود در آتش زدن عکس امام(ره) در دانشگاه تهران اعتراف نموده است.
گفتنی است پیش از این برخی رسانه ها و چهره های سیاسی نزدیک به اصلاح طلبان، اهانت به امام خمینی (ره) را سناریوی جریان رقیب برای بدنام کردن اصلاح طلبان، عنوان می کردند.»
حالا صبر کنید تا طرف به ترور خواهرزادهی میرحسین و منفجر کردن استاد فیزیک هم اعتراف کند. ..... ایشالا مبارک بادا ....
خلاصهی اهم اخبار
خلاصه اش این که هرکس روز 22بهمن جیکش در بیاید، رفسنجانی و میرحسین و خاتمی میگیرندش صاف میدهندش دست مقام معظم رهبری!
سه شنبه 29 دي 1388
معلم مدرسه و سابقهی کودک آزاری
نظری در انتقاد از آقای صانعی ایمیل شد.
دوشنبه 28 دي 1388
نشان بی نشانی شهروند ایرانی

لابد صورتحساب برق آقای عبدالله ماجدی را هم به جنب یعقوب سلیمی میفرستند.! شکر خدا که در جمهوری اسلامی هویت شهروندی از بین نرفته!
انیمیشنی از احمدینژاد
اینهمه ذوق و زیبائی و استادی در کار چند هنرمند ایرانی. انیمیشنی از احمدینژاد در یوتیوب. تا اینجا 98.136 بار دیده شده.
يكشنبه 27 دي 1388
بالاترینی های عزیز !
اولاً که سروده و تیترش دستکاری و اصلاح شد. نسخهی جدید را بگذارید.
ثانیاً لطفاً سوژهی سروده را تیتر نکنید. جلو جلو، لو ندهید لطفاً!
مثنوی آن زن هوسباز و شیرینکار و کارکشته !
دید آن زیبا زن صاحبنظر
مرد خوش اندام را در رهگذر
پس هوس او را فکندی در کلک
پنجره بگشاد کای آقا کمک!
آن جوان بشتافت تا یاری کند
زان طرف رفع گرفتاری کند
تا که آمد از در خانه درون
زن در او آویخت تا حد جنون
لب فشردی بر لب آن رادمرد
آتشی انداخت در اندام سرد
زینطرف یک دست او بر گردنش
دست دیگر کنجکاوان بر تنش
بند خود بگشاد و از آن مرد هم
مرد آسوده شد از درد ورم!
زن کشاند آنگه به سوی بسترش
تا بسوزاند کند خاکسترش
دید ناگه چشم آن مرد خجول
قاب عکسی روبرو پر عرض و طول
داخل آن قاب شیخی قلتشن
لرزه افتادی مر او را بر بدن
گفت پس این کیست؟ گفتا شوی من
خود چرا برخاستی از روی من؟
گفت اگر از ره رسد این ریش و پشم
سنگسارمان کند از روی خشم
زن گرفت او را دو دستی از کمر
میفشردش بر خود آن قرص قمر
گفت حظ کن از من و اندام من
نوش جان کن تا نیفتد از دهن
ای جوان بالا برو پائین برو
نه به فکر شوهر بیدین برو
دور باشد او ز ما یک صبح و شام
رفته مأموریّت از سوی امام
میکند با مؤمنان آن دیار
صبح فردا یک زنی را سنگسار
حیف که لو رفته آن زن، بینوا
راه و رسم سادهای دارد زنا !
شوهرم در دوری فرسنگها
حکم او اجرا کند با سنگها
برنخواهد گشت تا روز دگر
پس به من لذت بده، لذت ببر!
شنبه 26 دي 1388
یک ایمیل دفاعی در رابطه با آقای صانعی
در مورد آقای صانعی لینکهای بیشتری هم آمد، اما یک ایمیل دفاعی هم رسید که اینجا میارمش.
دسته گل محمدی، برو که بیخود اومدی!

دسته گل محمدی، برو که بیخود اومدی!
سعادتی بود واسه ما پوسترتو پاره کنیم
حرصی که تو دلها داریم، یک کمیشو چاره کنیم
دسته گل محمدی خیر باشه سیر و سفرت
سلام مارو برسون علیالخصوص به رهبرت!
فارسی همچنان شکر است، خصوصاً به زبان پهلوی!
اطلاعیۀ دبیرخانۀ شاهزاده رضا پهلوی
دبیرخانۀ شاهزاده رضا پهلوی - پنجشنبه 24 دي 1388
هم میهنان عزیز،
اخیرا شنیده شـده است که افرادی بعنـوان نماینـدگان دبیرخانـۀ شاهـزاده رضا پهلوی با هم میهنان پنـاهجو در کشورهـای مختلف بخصوص در تـرکیه تماس گرفتـه و از آنان می خواهند که با اعلام آنکه از پشتیبانان شاهزاده رضا پهلوی هستند از مزایا و امکانات خاصی که در اختیارشان قرار داده میشود بهره جویند.
لازم است مجددا و موکدا به آگاهی هم میهنان گرامی رسانیده شود که این دبیرخانه در هیچ نقطه ای از جهان نماینده ندارد.
دبیرخانۀ رسمی شاهزاده رضا پهلوی با اطلاعات تماس بشرح زیر پاسخگو می باشد:
Address: P.O. Box 3........., US.A.
Tel: (001) 301-..... -Fax: (001).....9
E-mail:....@....i.net
ما که خوب نفهمیدیم قضیه چیست و مزایا و امکانات کدام است و اعلام آنکه از پشتیبانان شاهزاده میباشند به چه صورت است. بعد هم نفهمیدیم «دبیرخانۀ رسمی شاهزاده رضا پهلوی با اطلاعات تماس بشرح زیر پاسخگو می باشد:» چه معنی میدهد! تازه از کجا بفهمیم این ایمیلی که برامان آمده از طرف همان افراد نباشد که میخواهند ناغافل مزایا و امکانات خاصی در اختیارمان قرار دهند! (برای همین نقطهچین گذاشتیم.) خلاصه نه سر از اطلاعیه درآوردیم نه سر از طرز کار آن افراد حقهباز.
جمعه 25 دي 1388
بی سنگ نرو مسلمون یک سانتیمتر پنجهزار

سنگ حرم مطهر سیدالشهدا
با پرداخت 5000 تومان علاوه بر سهیم شدن به میزان یک سانتیمتر مربع در
پروژه تعویض سنگ داخل حرم مطهر سیدالشهدا
در احداث دارالشفاء و دارالضیافه کربلای معلی نیز مشارکت فرمائید.
خدا رحمت کند شاه خدا بیامرز را. اینجور موقعها چنان به داد حرم مطهر میرسید که جائی برای این جنغولک بازیها باقی نمیگذاشت که سانتیمتر سانتیمتر کلاه سر مومنان بگذارند.
اعلیحضرت همایونی سنگ که جای خود دارد، آینهکاری داخل حرم را هم میداد عوض کنند. تازه شعری هم به این مناسبت برای امامحسین میگفت:
گر در حرمت آینه کاری کردم
کاری نه سزای شهریاری کردم
تا جلوهی حق ببینم اندر رخ تو
در پیش رخت آینهداری کردم
یاد آن شاعر بزرگ بهخیر!
پنجشنبه 24 دي 1388
لطفن یکنفر این بریده را تکذیب کند! با ایمیل برایم آمده.

لطفن از نوشتن جواب های: «خب متحول شده، تغییر کرده، مگر تو خودت عوض نشدی؟ (نه نشدم)، الان وقت این حرفها نیست، تو با همه چیز مخالفی، خب که چی؟، چرا تخریب میکنی؟ پرونده سازی بسه، درشو بذار .... » خودداری فرمائید. همه را از بر دارم.
دوشنبه 21 دي 1388
خاتمی چه گفت و چه خواهد گفت .....
سید محمد خاتمی شنبه گذشته گفت:
«شعار اصلی ما هم اين بوده؛ هست و خواهد بود که "استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی"؛ هيچ چيز ديگر هم شعار ما و اکثريت قاطع مردم نيست.»
سید محمد خاتمی به زودی خواهد گفت:
«بنده از این دادگاهی که ملت ایران برپا کرده تقاضای عفو و بخشودگی دارم. این که آقای دادستان به جنایات هشت سال حکومت بنده اشاره فرمودند و فیلم نشان دادند که دارم دست خمینی آدمکش را میبوسم، واقعاً شرمندهام. اما اینکه بعد از عاشورای امسال هم خودم را انداختم وسط و به کمک رهبر آمدم و دوباره شعار احمقانه "استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی" را تکرار کردم بیشتر شرمندهام و از خودم تعجب میکنم. اینکه گفتم "هيچ چيز ديگر هم شعار ما و اکثريت قاطع مردم نيست"، این را برای استمالت و دستمالت! از این سیدعلی گدائی که در ردیف اول دادگاه نشسته گفتم. از ریاست محترم دادگاه ملی و از پیشگاه ملت ایران تقاضا دارم این مردکه را اعدام کنند، من هم بروم آب توبه سرم بریزم بنشینم کنج خانه دعاگوی ملت شریف باشم.»
طنز ماجرا اما آن جاست .......
..... کروبی نوشت: "طنز ماجرا اما آن جاست که طلبکار هم میشوند. دست پيش می گيرند مبادا که پس بيافتند...."
بیچاره "طنز" ! هرجا میخواهند از دروغ و ریا و حقه و زشتی و پلشتی حرف بزنند "طنز" را دراز میکنند. هرکس دری وری میگوید میگویند طنز گفته! رها کنید این بیچاره طنز را. اینقدر راجع به آن طنز نگوئید!!