چهارشنبه 18 ارديبهشت 1387
خاتمي در نقش تخممرغ داغ!
رییس بنیاد باران که در جمع دانشجویان گیلان سخنرانی میکرد، افزود: «امام چه میخواست و منظورش از صدور انقلاب چه بود؟ این که ما اسلحه بگیریم و در دیگر کشورها انفجار ایجاد کنیم و گروههایی درست کنیم که در دیگر کشورها خرابکاری کنند؟ امام به شدت با این رفتارها مخالف بود و برخورد میکرد.»
آقای خاتمی این ها را گفت، اما لابد امام از اینکه تخممرغ داغ به دانشجویان فرو کنند خوشش میآمد. وگرنه آقای خاتمی دو کلمه هم راجع به دلخوری امام از شکنجهء دانشجویان میگفت! (آنهم در جمع دانشجویان).
البته آقای خاتمی هم مثل پرزیدنت بوش، جهانی فکر میکند. مسئلهء تخممرغ، یک مشکل داخلی است. (داخل ماتحت دانشجوی معترض) و یک معضل کوچک است. (به کوچکی یک تخممرغ)، داغ بودنش هم مشکل همیشگی نیست. (چونکه بعد از یک مدت سرد میشود.).
< ..... به عنوان نمونه دانشجویان را به پشت روی زمین می خواباندند و لباس هایشان را از تنشان خارج کرده و به شیوه های مختلف مانند بطری نوشابه، تخم مرغ داغ .... > (کلیک کنید، نترسید! چند تا لینک میخواهید؟)
احتمال دارد که دانشجويان هوشمند گيلاني از اين که آقاي خاتمي آنها را بهانهء انجام مأموريتش کرده، به خشم آمده باشند و سخنان پرزيدنت سابق مثل تخممرغ داغ آزارشان داده باشد.
پنجشنبه 12 ارديبهشت 1387
جنايت اتريش دنيا را تکان داد! - يک بيت اضافه شد!
آن فاجعه گر زیرزمین بود و نهان بود
در روی زمین وه چه جنایات عیان بود
زندان گوانتانامو هم بود، مگر نه؟
یا خلق جهان بیخبر از بودن آن بود؟
آن مردک اتریشی هفتاد و سه ساله
انگشت ِ بسی کوچک پوتین جوان بود
در خطهی شیراز بهائی و کلیمی
هر لحظه به یک لحظهی دیگر نگران بود
هم سن همان بچه که در زیرزمین است
در خاک فلسطین هدف تیرزنان بود
در زیرزمین آن پدر اهل تجاوز
مانند پدرهای کلیسای فلان بود
در روي زمين واجب ِ اسلامگرايان
کشتار و جنايت چو نماز و چو اذان بود
در کوچهی بغداد گروهبان یو.اس.آ
انگار که مأمور تجاوز به زنان بود
اینها همگی بوده و اینها همگی هست
اینها همه در دیدرس خلق جهان بود
از دارفور و سودان خبری هست شما را
یا فاجعه در زیرزمین بود و نهان بود؟
دارید توجه به جنایات جهانی؟
یا اینکه یکی بود در اتریش و همان بود!
سه شنبه 10 ارديبهشت 1387
اين تيتر را عوض کردم. اولش يک چيز ديگر بود
کامنتها (اظهار نظر ها) براي مطالب قبلي هم ميرسد. نميدانم چکارش کنم. دوستان لطفاً - راجع به هرکدام از مطالب سايت - زير تازه ترين نوشته؛ کامنت بگذارند و اشاره کنند به مطلب مورد نظرشان. (سليس تر از اين نميتوانم بنويسم - چرا؟ لابد براي اينکه قضيه غامض است!). مثلاً جواب مفصلي براي خانم الهه بقراط آمده که ممکن است از ديد مراجعان قبلي و قرقيهاي اينترنتي پنهان بماند.
پس لطفاً از زير همين بخش شروع کنيد و راجع به هر مطلبي که ميخواهيد، همينجا اظهار نظر کنيد. (اجباري نيست!)
حالا که تا اينجا آمديم، من ميخواهم يک موضوع داغي را به بحث بگذارم چونکه ذهنم را مشغول کرده. ميگم اين ماجراي مرد 73 ساله اتريشي که شش هفت بار دختر خودش را حامله کرده، (بيبيسي فارسي) اگر در ايران يا سوريه يا پاکستان اتفاق ميافتاد؛ غربيها آن را به حساب آن ملت و کل آن جامعه نميگذاشتند؟ سابقه چه ميگويد؟ و پس چرا حالا نگاه درست به مردم اتريش دارند و مرتب از حيرت و شوک افتاده بر جامعه اتريش حرف ميزنند و جماعت اتريشي را به هزارجور عيب و ايراد متهم نميکنند؟ يا من بکلي اشتباه ميکنم اين موقع شب. (ببخشيد؛ صبح!). پس حالا تيتر بالا را هم بايد عوض کنم. "توضيحي راجع به کامنتها" هم شد تيتر؟
شنبه 7 ارديبهشت 1387
"شب بهخير!" ............... (چند بيت اضافه شد)
پرسی چرا به جمع فواحش - افزوده شد مطابق آمار؟، شب بهخیر!
جمعه 6 ارديبهشت 1387
مذاکره سرکوزي با انچوچک
آفتاب: به گزارش خبرگزاری فرانسه نیکولا سارکوزی در اظهاراتی تند گفت: «... با محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران مذاکره نمیکنم».
گفت من با جناب انچوچک - نزنم هیچ حرف، سرکوزی
عصبيتر که شد در اين مورد - گفت حتي نميدهم گوزی!
پیاده آمده بودم پیاده خواهم رفت ..... محمدکاظم کاظمی
امشب دوباره گريستم. (يعني گريه کردم). با اينکه اولين بار نبود که اين شعر شاعر افغان را ميخواندم. و با اينکه جاهائي هست که مثل او فکر نميکنم. اما گمان کنم که مثل او گريه ميکنم!
ياد بيدار فريدون آدميت
جمعی از نویسندگان و شاعران و فعالان سیاسی در خارج از کشور
..... در برابر خرافه، کهنهانديشی و نوستيزی، سنتشکنی بيهراس بود و در بزرگداشت خرد و دانش و تجددخواهی، سنتگذاری پرتوان....
يک مقاله خواندني که هنوز نخواندهام!
چه جالب، دوباره رفتم به همين سايت حزب مشروطيت ور رفتم، يک مقالهي داغ ديدم از دوست ديرينم دکتر اسماعيل نوري علا. گفتم قبل از اينکه تا آخرش بخوانم بيام اينجا لينکش را به شما بدهم و برگردم. با اجازه.
مشروطه ايراني، حق مسلم ماست!
توي ايميلها يکي آمده بود راجع به زنده ياد فريدون آدميت. لينک «حزب مشروطه ايران» را داده بود. رفتم به سايتشان. خوشم آمد. يک مقاله از الهه بقراط بود، خيلي خوشم آمد. گفتم شما هم بخوانيد، هرچقدر خوشتان آمد، آمد. حرف مشروطه و مشروطيت، هميشه خوش آمدن دارد؛ مشروط بر اينکه براي مثلهکنندگان مشروطيت تبليغ نکنند!
پنجشنبه 5 ارديبهشت 1387
عیسا مسیح گفت کشیشان حیا کنید ......
به مناسبت سفر اخیر پاپ اعظم به نیویورک و فرمایشاتش
----------------------------------------------------------
عیسا مسیح گفت کشیشان حیا کنید
دست از فلان ِ بچه ی مردم جدا کنید
فرمود خوی اصغر قاتل گرفته اید
فکری برای کم شدن اشتها کنید!
عیسا مسیح گفت که ای پاپهای دزد
کمتر عمل به مصلحت مافیا کنید
فرمود چون دل از پرزیدنت میبَرید
یک دم نگاه مرحمتی بر خدا کنید
فرمود اینهمه که ز کورتاژ دلخورید
خود حامله شوید و زنان را رها کنید
پرسید خود مخالف کندوم چرا شدید؟
خواهید تا کسان دگر مبتلا کنید؟
عیسا مسیح گفت که این دین پر فریب
بیزینس شماست، به آن اعتنا کنید
گفتا من اعتقاد ندارم، ولی شما
گاهی سر نماز برایم دعا کنید!
سه شنبه 3 ارديبهشت 1387
نورمن ويزدُم در قم !

جمعه 30 فروردين 1387
صحنهاي اعجابآور از المپيک آيندهي چين (ببخشيد: ژاپن!)
با سپاس از همه دوستاني که اشتباه را تذکر دادند. کليک
پنجشنبه 29 فروردين 1387
گدائي از گدا، در ملک دارا !
این شب جمعه بیا رحمی به ما کن ای گدا
خیر امواتت به ما چیزی عطا کن ای گدا
ثروت کشور پس از آخوندها نزد شماست
پس به ما خمس و زکاتش را روا کن ای گدا
کارمندم من، رئیسم رشوه گیرد مستقیم
من ندارم موقعیت، اعتنا کن ای گدا
دانه دانه مرده هایت را بیامرزد خدا
سعی در آمرزش این مرده ها کن ای گدا
نور بر قبر عزیزانت ببارد یک به یک
پول برقش را به اینجانب ادا کن ای گدا
آبروداری ندارد راه غیر از خودکشی
چشم خود را جانب آمار واکن ای گدا
یا مرا از خجلت فرزند و زن بیرون بیار
یا برای من هم اعلام عزا کن ای گدا
همسرم بیکار شد چون مقنعه با خود نداشت
تف به این قانون و آن حجب و حیا کن ای گدا
این گرانی بشکند ما را رکورد اندر کمر
من گدا گشتم، تو رحمت بر خدا کن ای گدا
این ستم بر کشور دارا و ملک کورش است
رحم بر دارای اجباراً گدا کن ای گدا
قیمت نان را ببین و نرخ گندم را بسنج
پرسش از وضع نخود با لوبیا کن ای گدا
با تصدق از دو جانب میشود رفع بلا
هم ز من هم از خودت رفع بلا کن ای گدا
آبرویم بشکه بشکه رفت زینجا تا هلند
تو حساب پورسانتش را جدا کن ای گدا
حق ما را لطفاً از این چرتکهاندازان بگیر
سهم خود بردار و باقی را رها کن ای گدا
آستان قدس را دارند باهم میخورند
رو از آنها خواهش شمش طلا کن ای گدا
من که اهلش نیستم سرکار اگر داری تماس
صحبتش را با علی-موسیالرضا کن ای گدا
خان رفسنجان و سلطان جماران را ببین
شکوهشان را با شهید کربلا کن ای گدا
راستی کی میروی در حلقه ی روحانیون؟
کم کمک فکر عروج و ارتقا کن ای گدا
یک ملافه دور سر، یک مشت آیه روی لب
خویشتن را قاطی آل عبا کن ای گدا
بعد بنشین و برای طول عمر این رژیم
جانب واشینگتن و لندن دعا کن ای گدا
چهارشنبه 28 فروردين 1387
ادعانامه اي عليه وجدان خويش
به مناسبت هفدهمين سال ترور عبدالرحمن برومند. - لادن برومند
دوشنبه 26 فروردين 1387
ستوان کلمبوي اسلامي به بازار آمد! ..... مواظب شعور خود باشيد
--------------------------------------------------------------------
«.........6 - بيان دلائل ارائه شده ......تا حدودی نشان از کم توجهی گويندگان اين دلايل به شعور مخاطبان دارد.
7 - گمانه زنی برای عاملان اين حادثه، اگر آن را همچون محافل رسمی اتفاقی ندانيم، بايد اولويت اصلی و دغدغه اساسی همه باشد. دامنه وسيعی از نيروهايی همچون نيروهای القاعده (با توجه به ماهيت اين نيروها)، وهابيون (با توجه به سخنرانی های موجود در اين مرکز در رابطه با وهابيت و حرکت های اخير وهابيون)، طرفداران انديشه بهائيت (با توجه به برخوردهايی که در شيراز اخيراً نسبت به آنها شده بود و جلسات اين مرکز در مقابله با بهائيت)، عمال وابسته به سازمان مجاهدين خلق (با توجه به ماهيت تروريستی اين سازمان) و برخی نيروهای وابسته (که در ناامنی مردم، احساس امنيت می کنند) می توانند از جمله گزينه های احتمالی عاملان وقوع اين حادثه باشند.» (گويا: جميله کديور - اعتماد)
ستوان کلمبو - جميله خانوم. ببخشينها، به خاطر شعور مخاطبان که خودتون گفتيد، اين گمانهزنيها را هم اضافه کنين: بعضي افراد کنجکاو (با توجه به اينکه ميخواهند ببينند بمب چگونه منفجر ميشود)، چند تن از زندانيان گوانتانامو (با توجه به اينکه دنبال بهانهاند تا از زندان آمريکا آزاد شده و به عنوان مظنون به ايران آورده شوند)، تعميرکاران و فروشندگان مصالح ساختماني (با توجه به اينکه بالأخره سود مرمت مسجد به يکي از آنان ميرسد)، عدهاي از فروشندگان "آش کارده" (با توجه به اينکه ميخواهند مردم به خيابان بريزند و احتمالاً فروش آنها بالاتر برود)، که حالا که مجبور به گمانهزني هستيد، و نميخواهيد مستقيماً انگشت روي بهائيهاي بي پناه بگذاريد، قدري شلوغتر گمانه بزنيد.
جاني دالر - سرکار خانم جميله کديور. لطفاً دست هاي اين ستوان کلمبو را باز کنيد. من ضامن.
ستوان کلمبو - راستي ميگه. از وقتي دستامو از پشتي بستين نميتونم طهارتي بگيرم!
يكشنبه 25 فروردين 1387
منوچهر فرهنگی، فریدون آدمیت، عزیزالله اثنی عشری
اخیراً سه یادنامه در مورد این عزیزان نوشتم که در کیهان لندن چاپ شد. خدمت شما هم تقدیم.
شنبه 24 فروردين 1387
مکدونالد به آفريقا رسيد....
البته در آنجا به حيوانات ميدهند ... (کليک لطفا)
پنجشنبه 22 فروردين 1387
نارضائی طرفداران رضا از دو دوزهبازی معظمله

ترجمه و تفسیر:
منظورش این است که خبری منتشر شده (فرا گسترده) که اعلیحضرت سیروس رضا پهلوی یا به قول بعضی از هممیهنان (لابد نادان!) «شاهزاده رضا پهلوی» با امیر انتظام قرار همکاری گذاشتهاند، (که لابد یک روز این شاه باشد، یک روز اون) که این خبر سبب خشم همرزمان شده. (که گویا تصمیم داشتهاند بروند سیروس رضا را کتک بزنند.)
چهارشنبه 21 فروردين 1387
We Iranians speak PERSIAN not FARSI
یکبار دیگر: عراقیها "عراقی" صحبت نمیکنند و مصریها "مصری" و اردنیها "اردنی" .... همه "عربی" حرف میزنند و ما و تاجیکها و افغانها همهمان "پرشن" حرف میزنیم نه فارسی .....
کنسرت موسیقی اصیل
جمعه شب رفتم به کنسرت اصیل
جات خالی جا به جا من کف زدم
اولش آنجا که آن آوازخوان
گفت: «مستم ساقیا» من کف زدم
بعد وقتی ناله کرد و گفت: «های
من فتادم در بلا» من کف زدم
بعد وقتی زیر لب سربسته گفت:
«درد ما شد بی دوا» من کف زدم
هرکجا میزد کنایه بر رژیم
با دلی درد آشنا من کف زدم
خوش گرفتم نکتهها را مثل برق
بعد با جوش و جلا من کف زدم
هرکجا که دیگران کف میزدند
بیتظاهر، بیریا من کف زدم
من همه عمرم مبارز بودهام
بي هراس از خط قرمز بودهام
لژنشین بودم، ورودی هم گران
با بلیت پربها من کف زدم
ساعتم بند طلایش پاره شد
بسکه با بند طلا من کف زدم
چون شما ناراضی و مستضعفی
همچنين جای شما من کف زدم
ضدَ آخوند و رژیم حاضرم
در همه کنسرتها من کف زدم
خستگی در راه میهن ننگ ماست
پرتوان و پرقوا من کف زدم
راضیم از خود که بر این سرزمین
دین خود کردم ادا، من کف زدم
راهپیمائی که امکانش نبود
گود رفته توی جا من کف زدم
این حکومت پوستش باشد کلفت
قدّ صد تا کودتا من کف زدم
جان هادی باز اگر کنسرت هست
رفت باید کف زد و کوبید دست