جمعه 27 آذر 1388

دیشب که خوب کردم من ماه را نظاره
عکس امام دیدم، در ماه گشته پاره

گفتم زیاد کردی روی زمین جنایت
این پارگی که داری بر آن بود اشاره

گفتا ولی بجز تو کس این سخن نگوید
تعطیل شد برایش هم حوزه هم اداره

بنگرکه میر و آیت، با آنهمه جنایت
پیوسته احترامم دارند آشکاره

بوسیده‌اند دستم هرچند بوده خونین
آن فیلم دستبوسی را یوتیوب داره

گفتم هزارها تن کشتی تو از جوانان
گفتا نداشت راهی، خوب آمد استخاره

لاکن ببین که هرکس همدست بوده با من
حالا چه قهرمانیست با رأی بیشماره

این پس چرا بگوید حرفی از آن جنایات
دارد تف هوائی برگشتنی دوباره

باید که جمله حالا "وا-پوسترا» بگویند!
کز بهر رستگاری، اینست راه چاره

بیزینس ریا را داده‌ست بر رقیبان
یک لحظه گر بگیرد اینجا کسی کناره

در شهر نی‌سواران، باید سوار نی شد
ورنه توئی پیاده، آنها همه سواره

لاکن بنا نداریم ما چیز کنیم اینجا
مع‌الأسف که کردیم یکخرده چیز، آره

این گفت و تکه ابری بر سر کشید و خوابید
من ماندم و نگاه یک عالمه ستاره


اين مطلب از سايت اصغرآقاداتکام متعلق به هادي خرسندي چاپ شده است.

Copyright © 2005 asgharagha.com All rights reserved